حلقه While

جونم واسه تون بگه که دنیاست و بالا پاییناش. خیلی وقته نیومدم. خب البته تو دنیای مجازی یه روز که نباشی فراموش میشی چه رسد به یکسال و اندی...

بگذریم دوستان. بزار بپردازیم به بالا پایین زندگی. خب اول باید بگم من تا به این سن رسیدم هنوز درک درستی از این واژه یعنی "زندگی" ندارم. چون نه اولش معلوم بود، نه آخرش معلومه. حتی طول مشخصی نداره. به قول ما کامپیوتری ها یه حلقه while بی نهایت هستش که گویا با ایست قلبی، چه میدونم صانحه یا هرچی، برنامه ی زندگی از این حلقه میاد بیرون و در نهایت End میشه و خِلاص. 

اما داخل این حلقه چه دستوراتی برای اجرا نوشته میشه، گویا تا حدودی دست خود آدمه. مثلا" در مورد خودم بگم نتیجه ی 4 سال بی تدبیری اگه بخوام با ادب بنویسم این میشه که هنوز درسم تموم نشده و یکی دو ترم اضاف آوردم. اما خب این رو باید بگم هر کاری که تو زندگی انجام میدیم در هر لحظه، خودش باعث میشه یه سری تجربه های جدید داشته باشیم و مسیر زندگیمون شاید کاملا" عوض بشه. میدونم! میدونم! میدونم که حرفام به نظر کلیشه ای میاد و به قول گفتنیا گوشتون ازین حرفا پُره!!! ولی خب از این همه مقدمه چینی هدفم این بود که اینو بگم: گاهی فرصت جبران بعضی اشتباهات برای آدم پیش نمیاد و همینطور جبران بعضی اشتباهات به بهای تلف شدن کلی زمان. زمانی که اسمش رو جوونی میزارن بعضیا. گرچه ما اصلن نفهمیدیم این جوونی یعنی چی!!!! ولی خب به قول دوستم "Agent"  بودن هر چیزی بهتر از نبودنشه. پس اینکه جوون باشی، بهتر از اینه که تو پیری حسرتش رو بخوری...

اصن نمیدونم دقیقا" دارم چی مینویسم. بهتره بقیه ش رو بزارم واسه یه پست دیگه. افکار عجیبی تو سرم در حال گردشه که نمیدونم کدوم رو به رشته ی تحریر در بیارم. پس شما رو با این متن عجیت و غریبِ بی سر و ته تنها میزارم. تا پست بعد.....

/ 2 نظر / 16 بازدید
tinivini

امیدوارم پست بعدی سال بعد نباشه !! خوشوقتم[لبخند]

جودی آبوت با موهای مشکی

شما واسه دلت ننویش واسه خواننده ها بنویس! اکشال نداره! شما به همه بگین خودم میخواستم پایم قوی شه که ترمام زیاد شد![زبان]